20 February 2012

مثل یک بچه بغض دارم،اما من که بچه نیستم

بچه که بغض کند خیالی نیست،گریه میکند..

من چی‌؟

فریاد؟ قدم زدن؟ شعر؟ چای و سیگار؟

هی‌..

گفتم چای و یاد شعرش افتادم :

تلخم من،

همچون چای سرد..

که نگاهش کرده باشی‌ ساعات طولانی‌ و ننوشیده باشی‌..

تلخ منم،

چای یخ،

که هیچکس ندارد هوسش را..

پ.ن : شعر از استاد سید علی‌ صالحی

My photo
شترمرغی که با داشتن دو بال،در حسرت پرواز است..