17 December 2009

سکوت می ‌کنم

نه برای احترام، برای نداشتن حرف

شاید داشتن و نداشتن زبانی برای گفتن حرف

سکوت می‌ کنم برای فکر کردن به چهرهٔ رنجور مادرم

برای یافتن جوابی‌ که چرا همیشه در به درم !

سکوت لازم است گاهن !

برای تصور کردن چشمان پدرم..

پدری که این روزها هفته‌ ای ۱ روز به اندازهٔ ۲ ماه زنده بودنش با او حرف میزنم

سکوت است که من را یکپارچه فریاد می‌ کند

و من این سکوت دوست داشتنی را به تو تقدیم می‌کنم

سکوت من را بفهم..

My photo
شترمرغی که با داشتن دو بال،در حسرت پرواز است..