سکوت می کنم نه برای احترام، برای نداشتن حرف شاید داشتن و نداشتن زبانی برای گفتن حرف سکوت می کنم برای فکر کردن به چهرهٔ رنجور مادرم برای یافتن جوابی که چرا همیشه در به درم ! سکوت لازم است گاهن ! برای تصور کردن چشمان پدرم.. پدری که این روزها هفته ای ۱ روز به اندازهٔ ۲ ماه زنده بودنش با او حرف میزنم سکوت است که من را یکپارچه فریاد می کند و من این سکوت دوست داشتنی را به تو تقدیم میکنم سکوت من را بفهم..
