16 December 2009

به آینده که فکر می‌کنم، خود را نشسته بر صندلی‌ درون اتاقی‌ میبینم

اتاقی‌ که چند پنجرهٔ مشبک دارد، از آن پنجره‌ها که من را به آسمان وصل می‌کند

چشم در چشم هم قهوه‌ٔ تلخ مینوشیم و نگاه پر معنیش من را مست می‌کند

در آن‌ لحظه تمام خواستهٔ من از دنیا در همان نگاه تمام میشود !

و این فکر و خیال مرا خوشحال می‌کند..

My photo
شترمرغی که با داشتن دو بال،در حسرت پرواز است..