تنها که باشی
باران را چه سود؟
بگذار ببارد، آنقدر که خیابانها سیل شود،
به من چه؟
درون من، باران میبارد و هر روز سیلابی من را میبرد،تنها که باشی هیچ کدامشان مهم نیست..
پس بگو باران ببارد، طوفان بیاید، سیل راه بیفتد..
به درک، خسته میشوند به زودی !
مثل آدمها که میبرند از خستگی و آرام آرام کنار میکشند..
باران را چه سود؟
بگذار ببارد، آنقدر که خیابانها سیل شود،
به من چه؟
درون من، باران میبارد و هر روز سیلابی من را میبرد،تنها که باشی هیچ کدامشان مهم نیست..
پس بگو باران ببارد، طوفان بیاید، سیل راه بیفتد..
به درک، خسته میشوند به زودی !
مثل آدمها که میبرند از خستگی و آرام آرام کنار میکشند..
