تمام زندگی اگر ذره ای ارزش هم نداشت، نداشت اما دیشب، یعنی نیمه شب وقتی که سرش روی پایم بود، و آرام موهای سیاهش را نوازش می کردم، صدای موجهای دریای چند قدم دورتر بود که که با لبخند در گوشم زمزمه میکرد عزیزم، چشمانت کور، از همین هم لذت ببر،شاید که فردا نباشند او سرش موهای بلندش دستانش و حتی ما موج های وفادار !
