وقتی میبردیمش هنوز لبخند میزد، چشم از چشمای ما بر نمیداشت !
آخه بچه هاشیم ما
فردا واسه بار دهم عمل میشه، دهمین بار تو پنج سالی که گذشت !
و این لبخندست که مثل یه علامت سوال بزرگ هی میخوره تو سرم و آتیشم میزنه..