25 February 2014

با تو که حرف میزنم،

به هیچ چیز این گردون فکر نمیکنم،

کسی‌ پیانوی فارسی مینوازد،

آن هم درون مغزم،

چشمانت را تجسم میکنم و زنده میشوم،

همین زیباترین اتفاق این گردون است و لبخندت شبم را روز می‌کند

آدمی عادت می‌کند، به دوست داشتن، به تجسم، به چشمان زیبا،

میرسد جایی‌ که بی‌ تفاوت میشود

 جایی‌ که نه هیچ فکر و خیالی

نه هیچ درد و نه اتفاقی‌

و نه هیچ چیز این گردون بی‌ مرام نمیتواند لبخندش را بگیرد

نفس نمیکشد و آرام آرام دوباره زنده میشود..
My photo
شترمرغی که با داشتن دو بال،در حسرت پرواز است..