30 August 2010

من داغونم، به همین آسونی..

یه تیکه آهن متحرک، بزنی‌ تو سرم تیکه تیکه میشم از تو اما صدام در نمیاد..

نفسم که میره تو سینه با نفرت میاد بیرون..

به آخرش فکر میکنم، جایی‌ که همه شوکه شدن و من دارم با لبخند از بالا نگاشون میکنم..

My photo
شترمرغی که با داشتن دو بال،در حسرت پرواز است..